![]() |
![]() |
|
| چرا بعضی چیزها گفته نمیشود ! |
|
آدم ک ح پ .
دلت خوشه ؟ من خوشم ؟ جونت و دلت رو میدی نه ؟ روحتو چی ؟ حتما . به هر حال اینه دیگه . آره ؟ . میادش اون ... تو جهنم می ... - آدمی که به پست بودن عادت کرده ، بیرون اومدن ازش براش مثل گناه کردن میمونه . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 11:16 توسط شباهنگ |
|
|
کم کم میاد
تا روبروت می ایسته تا خوب که فهمیدیش صبر میکنه بهش وابسته میشی عادت میکنی به بودنش صبر میکنه کم کم عقب میره چرا ؟ هاه ، اونه که تصمیم میگیره دور میشه ، تو چی میخوای بگی ؟ هنوزم حرف میزنی ؟ میتونی ؟ میتونی ؟ م ی ت و ن ی ؟ اون دور میشه و تو فقط لذت بردی و حالا زجر میکشی ... If it be your will That I speak no more And my voice be still As it was before I will speak no more I shall abide until I am spoken for If it be your will If it be your will If there is a choice Let the rivers fill Let the hills rejoice Let your mercy spill On all these burning hearts in hell If it be your will To make us well And draw us near And bind us tight All your children here In their rags of light In our rags of light All dressed to kill And end this night (Leonard Cohen) If it be your will |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم آبان 1387ساعت 15:38 توسط شباهنگ |
|
|
آنها که به سر در طلب کعبه دویدند چون عاقبتالامر به مقصود رسیدند رفتند رفتند در آن خانه که بینند خدا را بسیار بجستند خدا را و ندیدند چون معتکف خانه شدند از سر تکلیف ناگاه ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند کای خانه پرستان کای خانه پرستان چه پرستید گل و سنگ آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند (مولانا)
بیاییم گل و سنگ رو نپرستیم . بیاییم سجده بر یک مشت خاک نزنیم . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 11:16 توسط شباهنگ |
|
|
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود.... دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است. "دكتر علي شريعتي"
توضیح خاصی نمیتونم بدم راستش این جمله کل بحث من رو در بر گرفته . ولی باید بگم که نمیگم کسی رو دوست نداشته باشید و یا آن را پنهان کنید ، اگه واقعا نسبت به اون شخص یک حس خاصی پیدا کردید . با مدّعی مگویید ، اسرار عشق و مستی |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 20:58 توسط شباهنگ |
|
|
باید همیشه سعی کنیم در نقاط حساس فکری خودمون که خیلی ها میتونن روش تاثیر بزارن بیشتر دقت کنیم و مانند کامپیوترها از دیواره آتش (Firewall) استفاده کنیم .
من خودم قبلا یه همچین چیزی نداشتم ولی وقتی بعضی چیزا رو دیدم ، شنیدم و فهمیدم با احتیاط تر شدم و اعتقادات و فکرهای قبلی رو مورد بررسی قرار دادم و جالب که خیلی هاش در این مرحله باید حذف میشد ، که شد . همه اینارو گفتم که بگم ، باید مواظب افکار عجیب اطراف باشیم ! ... اونارو حتی اگه گفته بشه از طرف فلانی ... نباید به راحتی بپزیریم . به قول فریدون فرخزاد : آدم ف ا ح ش ه جنسی باشه ولی ف ا ح ش ه فکری نباشه . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 22:50 توسط شباهنگ |
|
|
بله دوستان دستاوردی دیگر از آقایان انسان نمای ما !
یک دیوانه خود را منفجر میکند تا کسی را بکشد که از رهایی کشورش از دست انسان نماها حرف میزد . " بی نظیر بوتو " زنی بود که بعد از ۸ سال به کشورش بر میگشت و از آزادی و دمکراسی صحبت میکرد . در اسلام میگن زن از هر لحاظ نصف مرد هست ( حتی فکری ) . حالا اون مرد انسان نمای تندروی وحشی اسلامگرای بی دین ، بی فکر تر است یا اون زنی که اینقدر شجاعت و فکری قوی داشت !!! بله ! مراقب باشید انسان نماها در دنیا زیاد هستند که از انتقاد از خودشان خوششان نمیاید و ممکن است خود را منفجر کنند یا شاید شما را گاز بگیرند !! . باز هم میگم ، حیوانات وحشی (که ما وحشی مینامیم) در جنگل ها به خودشان آسیب نمیزنند ولی آیا در میان انسانها هم همینطور است ،، کلمه وحشی مستحق کیست ؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم دی 1386ساعت 11:9 توسط شباهنگ |
|
|
اگر بزاری بری .. اونم تو این روز تابستانی
اونوقت ممکنه خورشید رو هم با خودت ببری همه اون پرنده هایی که توی آسمون تابستون به پرواز در اومدن اون موقع ها که عشقمون هنوز تر و تازه بود و قلبمون بزرگ روز کوتاه بود و شب دراز و ماه تو آسمان میماند تا به آواز شباهنگ گوش بدهد ولی اگر پیشم بمونی یه روز برات خلق میکنم که هیچ وقت نبوده و هیچ وقت تکرار نمیشه بر خورشید خواهیم راند و بر باران خواهیم تاخت با درخت ها حرف میزنیم و باد را ستایش میکنیم حالا اگر بری درکت میکنم (بالاخره این متن زیبا رو ترجمه کردم ، فکر کنم خیلی ها دوسش دارن و گوش کردن ) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 23:17 توسط شباهنگ |
|
|
تا حالا دقت کردین وقتی دو تا کبوتر تو زمستون و سرمای زیاد کنار هم میشینن و برای اینکه
همدیگرو گرم کنند خودشون رو به هم دیگه نزدیک میکنن و ... . و اینکه عشق زیباشونو فقط در اون لحظه به طرف مقابلشون میدن و ... . و اینکه همیشه باهم هستن . (من خیلی بهشون دقت میکنم ) ولی ... ما انسانیم آیا خیلی هامون اینارو رعایت کردیم /؟! من فقط میگم : وای با حال اون روزی که حیوانات از انسانها وحشی تر و بی احساس تر بشن . (" خدا پاشو ......من چند سالی باهات حرف دارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 0:38 توسط شباهنگ |
|
| درباره وبلاگ |
جنس : مرد | سن : 22 .
چرا بعضی چیزها گفته نمیشود و آنچه نباید گفته شود گفته میشود !!! . ( کل وبلاگ نوشته خودم است و از کپی مطالب دیگران و ... استفاده نشده است ) |
| بایگانی |
|
دی 1387 آبان 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 |